تبليغاتX
آسمون ریسمون
آسمون ریسمون

زیر یک سقف

Home Email Archive Designer
آیا تا به حال به شکل بله گفتن عروس خانمها در سر سفره عقد توجه کرده اید؟

مسلمآ هر عروس خانمی  سعی میکنه این کلمه سرنوشت ساز را به بهترین شکل ممکن و زیباترین

لحن بگه . حالا گاهی میشه و گاهی هم نمیشه.

حالا اگه از زاویه طنز به این قضیه نگاه کنیم مسئله جور دیگری میشه و هر عروس خانمی یه جور

بله میگه

عروس عادی:خیلی راحت میگه بله

عروس کمی لوس:با اندکی کش و قوس  بع......له

عروس با کلاس :اوکی

عروس خارج رفته :یس

عروس سنتی با لهجه یه کم اونجوری: آره

عروس خجالتی : اوهوم

عروس متکبر : فقط کله اش را تکان میده

عروس وحشت زده :ها

عروس بی حوصله :خب

عروس دستپاچه :باشه باشه

و بلاخره این مهمانها هستند که باید دست بزنند و بگویند مبارکه تا رنگ صورت آقا داماد با کروات

عنابی اش ست بشه

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 0:30 توسط درسار |


اگر بیش از یک راه برای انجام کاری وجود داشته باشد و یکی از انها به فاجعه منجر شود شخص از

همان یک  راه استفاده خواهد کرد

قوانین مورفی

نان کره مالیده شده دقیقا از روی کره اش به روی فرش سقوط می کند  هر چه فرش گرانتر باشد

این احتمال بیشتر است

اگر در توده یا کپه ای دنبال چیزی بگردی چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد

روزی که چترت را فراموش کنی باران می بارد 

هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود انهم در بدترین زمان ممکن

اگر شلوارت را بدون نگاه کردن بپوشی حتما چپه می پوشی یا زیپش خراب است

وسایل نقلیه اعم از اتوبوس.قطار . هواپیما و .... همیشه دیر تر از موعد حرکت می کنند مگر اینکه شما

دیر برسید در این صورت درست سر وقت رفته اند

اشیا قیمتی اگر سقوط کنند به مکانهای غیر قابل دسترس مثل کانال اب دستشویی و دستگاه

زباله خرد کن می افتند

اگر دیرت شده باشد اتو بوس دیر می آید اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است

اگر بلیط نداشته باشی پول خردهم نداری وقتی پول خرد داری که بلیط هم داری

مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی به محض روشن

شدن سیگار اتوبوس هم می رسد

۸۰درصد امتخانات پایان ترم بر اساس کلاسی است که در آن غایب بودی

اگر ۲ طرح را به مشتری نشان بدهی خواهان طرح سوم است اگر طرح سومی را ارائه دهی یکی

از ۲ طرح اول را انتخاب می کند

این قانون توسط مهندس مورفی در سال ۱۹۴۹ شکل گرفت

                                                                                     منبع گشت و گزار انترنتی

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 21:41 توسط درسار |


از ساعت ۴ صبح دم در بیمارستان همراه مادر پیرش صف واستاده بود تا نفر اول

باشه .البته باید این کار را می کرد تا بتونه ناراحتی قلب مادرش را درمان کنه

ساعت ۸ صبح شده بود و صدای داد و بیداد مردم ......

تازه فهمید خیلی ها هم مثل خودش تو صف هستند وقتی در باز شد ادمهای رفتند

تو که اصلآتو صف نبودند با یه یاد داشت و .......

طفلک جای را نداشت که مادرش را ببره همونجا خوابید تا فردا اول صف باشه

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 22:54 توسط درسار |


من پدر فاخته صمدی هستم

دخترم را که در شرایط سخت عصبی و به خاطر دفاع ازناموس و شرفش پیر مردی را به ناگزیر کشته بود

به قصاص محکوم کردند و با وجودی که نامه توقف اجرای حکم صادر شده بود .اما متاسفانه چون نوش

دارویی پس از مرگ سهراب عمل کرد و وقتی این نامه صادر شد که از اعدام فاخته مدتی می گذشت

فاخته دانشجوی رشته حقوق در حالی در ۲۵مهر بالای دار رفت که مرتب اعلام می داشت من از ناموس

و شرف خود دفاع کرده ام و تن به ذلت ندادم او از اعصاب ضعیفی بر خوردار بودو مرتب داروی اعصاب

مصرف می کرد  لذا در برابر خواسته های نا مشروع پیر مردی که کارهای منزلش توسط فاخته انجام

می شد چاره ای جز دفاع از خودش را نداشت اما چه سود که یک فرزند ساده شهرستانی نتوانست از

این دام بگریزد وپس از ۶سال تحمل کیفر به قصاص محکوم شد

ای خداوند تو همه چیز را می بینی وبه همه مقدرات عالمی . مرا دریاب که حال در وضعیت روحی بدی

هستم . خدایا به مسئولین ما احساس مسئولیت بیشتری عنایت کن . شاید اگر ساعتها انتظار ما

برای دیدن مسئول دفتر ویژه قوه قضائیه برای ملاقات با ایشان به نتیجه می رسید می توانستیم زودتر

جلوی اجرای حکم را بگیریم اما من باز نشسته چه می توانم کرد ؟حال چه سودی دارد گلایه وقتی

فرزندم نا باورانه از دستم رفت و در بهشت زهرا آرمید

   بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران                  کز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

   هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد            داند که سخت باشد قطع امید واران

                                                                             محمد علی صمدی-تنکابن

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386 ساعت 21:4 توسط درسار |


تو شکستی قلب من رو  پس بذار با هم نباشیم

                                    تو سکوت سرد لب ها  تو بذار از هم جدا شیم

انگاری تموم نمی شن طعنه های بی بهونت

                                  دل من خسته شداز بس  ساخت با این دل دیونت

می دونم یه روز دیگه  باز به دل می زنی خنجر

                                  طعنه های بی جهت رو  تو بازم می گیری از سر

تو چشام اشکی نمونده که بباره تو نگاهم

                                 من دیگه نای ندارم  عمریه خسته راهم 

دیگه هیچ حرفی نمونده واس برگشت دوباره

                                        تو شکستی قلب من رو  بخششم فایده نداره

نه دیگه من نمی تونم پای تو دووم بیارم

                                       برو دیگه سخته واسم من دیگه دوست ندارم

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 6:59 توسط درسار |


Home | Archive | Email