تبليغاتX
آسمون ریسمون
آسمون ریسمون

زیر یک سقف

Home Email Archive Designer
درویشی مجرد به گوشه صحرای نشسته بود پادشاهی بر او بگذشت  درویش از انجاکه فراغت ملک قناعت است

بدو التفاتی نکرد  سلطان از انجاکه شوکت سلطنت است برنجید و بهم امد و کفت این طایفه خرقه پوشان مثال

حیوانند و اهلییت و ادمیت ندارند  وزیر نزد درویش امد و گفت ای درویش سلطان روی زمین بر تو گذر کرد چرا

خدمتی نکردی و شرط ادب را بجا نیاوردی  جوابداد که سلطا نرا بگو توقع خدمت از کسی دار که تمنای نعمت از تو

دارد و دیگر انکه ملوک از بهر پاس رعیت است نه رعیت از بهر طاعت ملوک

پادشه پاسپان درویش است                                گر چه نعمت به فر دولت اوست

گوسپند از برای چوپان نیست                               بلکه چوپان از برای خدمت اوست

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 16:35 توسط درسار |


مردی خواب عجیبی دید او در عالم رویا دید که به نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه می کند

هنگام ورود گروهی از فرشتگانرا دید که سخت مشغول کارند و تند و تند نامه های که توسط پیک

از زمین می رسند باز می کنند و داخل جعبه های می گذارند مرد از فرشته پرسید شما دارید چکار

میکنید؟ فرشته ای در جواب گفت اینجا بخش دریافت است ما دعاها و تقاضاهای که از طرف

مردم زمین را که توسط فرشتگان به ملکوت می رسند به خداوند تحویل می دهیم .

مرد کمی جلوتر رفت باز دسته ای دیگر از فرشتگانرا دید که کاغذ های را داخل پاکت

می گذارند و انها توسط پیک ها به زمین می فرستند مرد پرسید شما چکار می کنید؟

یکی از فرشتگان گفت اینجا بخش ارسال است و ما الطاف و رحمات الهی را توسط

فرشتگان به به بندگان زمین می فرستیم

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته مرد با تعجب پرسید پس شما

اینجا چکار می کنید ؟ و چرا تنها و بیکار نشسته ای فرشته جواب داد اینجا بخش تصدیق

جواب است و مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب تصدیق دعا را بفرستند

ولی عده بسیار کمی جواب تصدیق دعا را می فرستند مرد پرسید مردم چگونه می توانند

جواب تصدیق دعایشان را بفرستند ؟فرشته پاسخ داد بسیار ساده است فقط کافیست بگویند

خدایا متشکریم

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 20:57 توسط درسار |


سا بقآ وقتی قصد مسافرت داشتیم سوار اتوبوس یا هر وسیله ی که می شدیم و می خواستیم

که حرکت کنیم یکی از مسافرها با صدای بلند می گفت بر محمد و آل محمد صلوات

همه مسافران با شور و حال خاصی و با صدای بلند و دسته جمعی صلوات می فرستادند

و بعد اتوبوس یه هر وسیله ی که بود شروع به حرکت می کرد این سنت حسنه صلوات

از دیر باز در بین مسافران مرسوم بود اما متاسفانه این سنت زیبا از مدتی است که کمرنگ

شده هم اکنون که در آستانه نوروز هسیتیم و مسافرتها آغاز می شود بیاییم در آغاز سفر

هنگام شروع هر حرکتی بار دیگر سنت زیبا و حسنه صلوات دسته جمعی را احیا کنیم

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 7:17 توسط درسار |


Home | Archive | Email